عاشقانه ترین

هر چی میرم نمیرسم گاه با خود فکر میکنم من باشم کلاغ آخر قصه ها

           

 

     من با همه‌ی درد جهان ساختم اما 


           با درد تو هر ثانیه در حال نبردم 

           

    تو دور شدی از من و با این همه یک عمر 
                     

             من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ آبان۱۳۹۴ ساعت ۱۹:۳۰ بعد از ظهر توسط کیانوش|

ایام سوگواری سالار شهیدان بر مسلمین جهان تسلیت باد

      

نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ مهر۱۳۹۴ ساعت ۲۲:۳۵ بعد از ظهر توسط کیانوش|


ای ابراهیم!

در یک دل دو محبت نگنجد

تمام وابستگیهایت را به قربانگاه ببر!

نوشته شده در پنجشنبه ۲ مهر۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۵۵ قبل از ظهر توسط کیانوش|

چـه کـــرده ای بــا مــن ..!!؟ کـه ایـن روزهـــا ، تــــو را فـقــط بـه انـدازه ی یـک اشتبــاه مـی شنـاسـم ..!

                                        

نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ آذر۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۸ قبل از ظهر توسط کیانوش|

منِ بیــــچاره مـــدت هـــاست کــــسی را مخـــــاطبِ شعـرهایم کــــرده ام کـــه خــــــیلی وقت است غــــــایب اســـــت ! گاهی آنچنان مزخرف میشوم که برای دیگران قابل درک نیستم ! حتی عزیزترین کسم را از خودم میرانم ! اما… در دلم آن لحظه آرزو میکنم تا بگوید: میدانم دست خودت نیست! درکت میکنم… یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی ؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست ؟ شدی خلبان ، ملوان ، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی . . . خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام…

                                

نوشته شده در سه شنبه ۱۵ مهر۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۴ بعد از ظهر توسط کیانوش|

    1. تنها برخي از آدمها

      باران را احساس مي کنند …!

      بقيه فقط خيس مي شوند…!
نوشته شده در یکشنبه ۳۰ شهریور۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵۵ بعد از ظهر توسط کیانوش|

بیشترین دروغی ک در این دنیا گفته ام ، این کلمه است : خـــــــــوبـــــــــــم

شرمنده می کنــــــــــــی گاهی در خوابـــــــــــــ به من ســـــــــر می زنـــــــی . . .

دیــگــر بــهـ تــــو فــکــر نـــمــے کـنـــمــ گـنــاهـ اســـتـ چـشـمــ دآشــتــنـــ بــهـ مـــالـــِ غــــریــبـهـ هـآ …

میبیتی دیوانه شده ام ...

یادت میاد گفتم بی تو...

این هم نتیجش قکر میکردی دروغ میگویم ....

انقدر دیوانه ام از نبودنت  ک نمیدانم حرف از دوست داشتنت بزنم یا رفتنت

                     دیوانگی

نوشته شده در دوشنبه ۱۷ شهریور۱۳۹۳ ساعت ۰:۷ قبل از ظهر توسط کیانوش|

       ﺷــــــــــــــــﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﯼ

 

                 ﺗـــــــ♥ــــــﻮﻣـــــــﻦ

 

                             ﺩﺭ ﺍﻏــــــــﻮﺵﻫـــــﻢ

 

                                       ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼﺟﺪﺍﯾﯽ

 

                                                     ﺑﺨـــــــــــــــــــﻨﺪﯾﻢ...


                   و از این رفتــــارت موقعی ک از امـــــروز حرف یزنیم


                      گـــونـــه هایـت رنگ عوض کنه و قـــرمـــز بشه

                            

       

        


برچسب‌ها: ChErA tAnHm GoZaStI
نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ مهر۱۳۹۲ ساعت ۴:۴ قبل از ظهر توسط کیانوش|


حالا كه رفته ای

ساعتها به این می‌اندیشم


كه چرا زنده ام هنوز؟


مگر نگفته بودم كه بی تو می‌میرم؟


خدا یادش رفته است مرا بكشد
 

یا تو قرار است برگردی??

نوشته شده در یکشنبه ۳۱ شهریور۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۵۴ بعد از ظهر توسط کیانوش|

سلام به همه بچه ها عید همتون مبارک یکم دیر شد ببخشید ولی به بزرگیتون ببخشید امسال سومین سال تولد وبمه دلم خیلی گرفته خیلی وقتی یاد خاطرات نت میفتم همه اتفاقات از این وب شروع شد خوب و بدش رو دوست دارم اما بدهاش زیاد بود چیزهای زیادی فهمیدم توی دنیای مجازی همشم مدیون این وبلاگم دلم میخواستم امسال یه تولد براش بگیرم ولی وقت نشد ایشالا سال بعد وبمو در تاریخ 89/12/20 ساختمچه لذتی داشت اولاش هی روزگارررررر....ولی الان دلم نمیاد یعنی دلم اینقد خوش نیست حتی یه تولد هم براش بگیرم .

عیدتون مبارک دوستون دارم

نوشته شده در جمعه ۹ فروردین۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۲۳ بعد از ظهر توسط کیانوش|

آرامـ آرامـ مے بوسَمتـــ



آنقـ ـدر کهـ طرح لبــ هـ ـایمـ ، روے تمامـ اندامتــ جـ ـا بمآنـ ـد!




بگـ ـذآر بداننـ ـد آغـوشِــ تــ ـو ،



تنـــ ـها،



قَلمروے مَــن استـــ

*****************************************
  • از انســــان هـــای احســـاساتــی بـیشتـــر بـتـــرسیـــد؛

  • آن ها قـــادرند ناگهــــــانی...

  • دیگــــر گــریـه نکـننــد؛

  • دوسـتــــ نــداشتـــه بــاشـنـــد؛

  • و قـیـــدِ همـــه چـیــز را بــزننــد،

  • حتـــی زنــدگــــی . . .

  • منتظرم که نه بگویی تا قــید زندگیم را بزنم 

  • جــوابگــویی احــساسـاتم نیستــم 


برچسب‌ها: بی تو میمیرم
نوشته شده در شنبه ۱۹ اسفند۱۳۹۱ ساعت ۵:۵۵ قبل از ظهر توسط کیانوش|

تنها آمده ام اینجا . . .
تا شاید دود سیگار فضای زخمم را مه آلود کند . . .
هنوز هم به هوای دو نفره بودن هایمان سوال همیشگی را تکرار میکنم . . .
آتش داری ؟!
ولی دیگر تو پاسخگوی این سوال تکراری نیستی . .

وای از نیمه شبی که بیدار شوم ، تو را بخواهم و پاکت سیگارم خالی باشد …

سیگــار فروش گوشه ی خیــابان هم فهمید 

و تـــو هنوز نمیــدانی 

من دود می شــوم ...! 

این سیــگار ها بهــانه است ...

اه خسته ام توانی برایم نمانده است چقد سخت است بی تو بودن میگویند بی تو بودن  بهتر است دلت ارام میگیرد پس چرا وسط سینه ام بی انکه بدانم چرا میسوزد....؟؟؟؟؟؟؟؟میشه جواب بدی عشقم؟ اخه قدیما وقتی دلم چیزیش میشد تو سرو کله تو پیدا شد زودی خوب شدم این درد امونمو بریده میشه برای اخرین بار خوبش کنی....؟؟؟؟دود سیگارمم دیگه چاره ای نمیکنه میای یا برم .....!!!!

جواب این سوالهای مبهم را خودم بدهم؟حما دیگه دوسم نداری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط سیگارهایم درد مرا میفهمند که بپای من میسوزند و نفسهایم را تنها نمیگذارند...

برو.....برو......خوشبخت بشی

نوشته شده در چهارشنبه ۱ آذر۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۵ بعد از ظهر توسط کیانوش|


Design By : RoozGozar.com